نکاتی در رابطه با زراعت باقلا
- مقدمه و اهمیت زراعی باقلا
- تنوع ارقام و انتخاب مناسب
- خاک، اقلیم و زمان کاشت
- آمادهسازی زمین و بستر بذر
- روش، عمق و تراکم کاشت
- آمادهسازی و تیمار بذور
- نیازهای غذایی و برنامه کوددهی
- تلقیح باکتریایی و تثبیت نیتروژن
- آبیاری و حساسیت به تنش رطوبتی
- آفات و بیماریهای مهم و مدیریت آنها
- برداشت و پس از برداشت
- تناوب زراعی و اثرات خاکساز
- جدول مقایسهای: روشها و پارامترها
- توصیههای عملی و نکات مدیریتی
- نتیجهگیری
مقدمه و اهمیت زراعی باقلا
باقلا (Vicia faba) یکی از قدیمیترین و باارزشترین حبوبات زراعی است که هم به عنوان منبع پروتئین گیاهی و هم به عنوان یک گیاه لگومینه اصلاحکننده خاک شناخته میشود. این گیاه قادر به تولید گرهکهای ریزوبیومی است که نیتروژن جوی را به شکل قابل جذب برای گیاه و خاک تبدیل میکنند.
اهمیت اقتصادی باقلا شامل تولید غلاف تازه، دانه خشک برای بازار غذا و مصارف علوفهای است؛ علاوه بر این بقایای گیاهی پس از برداشت میتواند باروری خاک را افزایش دهد و نیاز به کود ازته در محصولات بعدی را کاهش دهد.
تنوع ارقام و انتخاب مناسب
انتخاب رقم مناسب بر اساس طول فصل رشد، مقاومت به سرما یا گرما، اندازه دانه و هدف تولید (غلاف سبز یا دانه خشک) از الزامات موفقیت است. ارقامی مانند Aguadulce، Robin Hood و Diana در منابع تجاری و تحقیقات معرفی شدهاند و هر کدام ویژگیهای فنی متفاوتی دارند.
برای کشت پاییزه باید از ارقام مقاوم به سرما استفاده شود؛ در حالی که برای کشت بهاره، ارقام با فصل رشد کوتاهتر انتخاب مناسبی هستند. معیارهای انتخاب شامل وزن صد دانه، مقاومت به بیماریهای برگی و تحمل به شوری میباشد.
خاک، اقلیم و زمان کاشت
باقلا خاکهای لومی با زهکشی خوب و حاصلخیزی متوسط تا خوب را ترجیح میدهد؛ خاکهای سنگین و باتلاقی مناسب نیستند. محدوده pH مطلوب معمولاً بین 6 تا 7 است و هدایت الکتریکی آب آبیاری بهتر است کمتر از 4 dS/m باشد.
در بحث اقلیم، باقلا محصولی سرمادوست است و دماهای بالا بهویژه در زمان گلدهی موجب ریزش گل و کاهش دانهزایی میشوند؛ بنابراین تنظیم تاریخ کاشت برای همزمانی مراحل حساس رشد با شرایط مساعد اقلیمی ضروری است.
زمان کاشت بسته به منطقه متفاوت است: در مناطق معتدل پاییز (مهر-آبان) و در کشت بهاره اسفند تا اردیبهشت مرسوم است. تأخیر در کاشت میتواند منجر به کاهش زیستتوده، کاهش دوره پرشدن غلاف و کاهش عملکرد شود.
آمادهسازی زمین و بستر بذر
برای افزایش یکنواختی جوانهزنی و کنترل علفهای هرز اولیه، بستر بذر باید خوب آماده شود؛ در زراعت سنتی از کولتیواتور یا گاوآهن استفاده شده و شیارهایی با فاصله 40 تا 70 سانتیمتر ایجاد میشود.
کشت هیرم بر خشکهکاری ترجیح دارد؛ قرارگیری کودهای فسفاته در نواری زیر بذر (حدود 7 سانتیمتر به طرف ردیف) و پوشاندن با 3–5 سانتیمتر خاک برای جلوگیری از تماس مستقیم بذر با کودهای غلیظ پیشنهاد میشود.
روش، عمق و تراکم کاشت
باقلا را میتوان بهصورت کشت ردیفی مستقیم یا نشاء کاشت. عمق مناسب کاشت معمولاً بین 5 تا 8 سانتیمتر است و جوانهزنی در دمای حولِ 20°C طی 4 تا 12 روز رخ میدهد.
تراکم مطلوب بسته به وزن صد دانه متفاوت است: ارقام با وزن صد دانه سبکتر نیازمند تراکم بیشتر (مثلاً 25–30 بوته/m²) و ارقام سنگینتر تراکم کمتری (8–12 بوته/m²) دارند. میزان بذر مورد نیاز را میتوان با فرمول (وزن صد دانه × تراکم) ÷ 10 محاسبه کرد.
آمادهسازی و تیمار بذور
بوجاری، ضدعفونی و در صورت لزوم خیساندن بذور قبل از کاشت میتواند کیفیت سبزشدن را افزایش دهد. سموم مرسوم برای ضدعفونی مانند مانکوزب یا کاربندازیم به نسبت ~2 گرم در هزار سیسی ذکر شدهاند.
برای بهبود تثبیت نیتروژن توصیه میشود بذور با باکتریهای مناسب رایزوبیوم تلقیح شوند؛ این تلقیح میتواند تعداد گرهکهای ریشه و عملکرد را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
نیازهای غذایی و برنامه کوددهی
باقلا بهعنوان یک لگومینه اغلب نیاز نسبتاً کمی به کود ازته دارد اما واکنش مناسبی به کودهای فسفاته نشان میدهد. توصیه عمومی شامل 100–120 کیلوگرم P2O5 (دیآمونیوم فسفات) پیش از کاشت و مقدار اندکی ازت استارتر (مثلاً 20 کیلوگرم N/ha) میباشد.
در بسیاری از آزمایشها مصرف نیتروژن در محدوده 20 تا 120 کیلوگرم در هکتار افزایش عملکرد نشان داده است؛ با این حال باید پس از آزمون خاک تصمیمگیری شود تا از مصرف بیمورد جلوگیری گردد.
کودهای دامی و آلی به میزان 20–30 تن در هکتار در صورت دسترس، بهبود ساختار خاک و تأمین مواد آلی را به همراه خواهند داشت که در کاهش تنشهای زراعی مؤثر است.
تلقیح باکتریایی و تثبیت نیتروژن
رایزوبیوم اختصاصی باقلا (Rhizobium leguminosarum یا گونههای مرتبط) میتواند میزان تثبیت زیستی نیتروژن را بهشدت افزایش دهد؛ در شرایط مطلوب تا حدود 160–250 کیلوگرم N/ha در فصل قابل تثبیت است.
تلقیح بذور یا استفاده از زادمایههای حاوی باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن قبل از کاشت بیشترین تاثیر را بر روی گرهزایی و عملکرد خواهد داشت؛ توجه به سازگاری سویه با رقم و شرایط خاک ضروری است.
آبیاری و حساسیت به تنش رطوبتی
باقلا در مراحل حساس مانند گلدهی و آغاز غلافبندی به آب کافی نیاز دارد؛ کمآبی در این دورهها میتواند تعداد غلاف، وزن صد دانه و کیفیت بذر را کاهش دهد. در برخی مناطق نیاز آبی بهصورت تقریبی بین 850 تا 1700 مترمکعب در هکتار گزارش شده است که بستگی به روش آبیاری و بارش دارد.
روشهای آبیاری مدرن مانند قطرهای میتواند مصرف آب را کاهش دهد و رطوبت را در ناحیه ریشه بهینه کند؛ با این حال بارش زمستانه در برخی مناطق ممکن است نیاز به آبیاری اولیه را حذف کند.
آفات و بیماریهای مهم و مدیریت آنها
آفات مهم شامل مگس سیاه (که نوک شاخههای جوان را هدف قرار میدهد)، سوسکهای پوزهدار و حشرات مکنده میباشند. پیشگیری شامل حفظ فاصله مناسب ردیفها، کنترل علفهای هرز و مدیریت جمعیتی آفات است.
بیماریهایی مانند لکه شکلاتی (یک بیماری قارچی) در شرایط مرطوب و کشت متراکم شدت مییابد؛ افزایش تهویه، حذف بقایای آلوده و پرهیز از ذخیره بذور آلوده از توصیههای اصلی است.
برداشت و پس از برداشت
برداشت غلاف سبز زمانی انجام میشود که غلافها پر و نرم باشند (معمولاً 6–12 سانتیمتر برای مصرف تازه). برای تولید دانه خشک، پس از خشک شدن کامل غلافها برداشت مکانیزه یا دستی انجام میشود.
نگهداری بقایای گیاهی در خاک یا اضافه نمودن آنها به صورت مالچ میتواند نیتروژن تثبیتشده و ماده آلی را به خاک بازگرداند و مزیتهایی برای محصول بعدی فراهم آورد.
تناوب زراعی و اثرات خاکساز
باقلا گیاهی مناسب برای تناوب با غلات و پنبه است؛ این تناوبها موجب بهبود کیفیت خاک، کاهش نماتدها و علفهای هرز و کاهش نیاز به کود ازته در کشت بعدی میشوند. اما کاشت مکرر باقلا در یک مزرعه توصیه نمیشود.
در سیستمهای کشاورزی ارگانیک، استفاده از باقلا میتواند بهعنوان یک ابزار کلیدی برای تامین نیتروژن و افزایش ماده آلی عمل کند؛ شخم برگها به خاک پس از برداشت علوفه یا دانه، بهترین استفاده از پتانسیل خاکسازی است.
جدول مقایسهای: روشها و پارامترها
در جدول زیر تفاوتهای کلیدی روشهای کاشت، عمق، تراکم و مدیریت تغذیه نشان داده شده است تا تصمیمگیری برای کشاورز سادهتر شود.
| پارامتر | کشت مستقیم ردیفی | کشت نشاء | توصیه عملی |
|---|---|---|---|
| عمق کاشت | 5–8 سانتیمتر | 5 سانتیمتر (ابتدا در گلدان) | عمق 5–7 سانتیمتر بهعنوان استاندارد |
| تراکم | بستگی به وزن صد دانه؛ 15–30 بوته/m² | قابلیت تنظیم بهتر تراکم | انتخاب بر اساس وزن صد دانه و هدف محصول |
| زمان کاشت | اسفند–اردیبهشت (بهاره) یا مهر–آبان (پاییزه برای انواع مقاوم) | شروع داخل و انتقال به بیرون در اردیبهشت | کشت بهاره برای اطمینان بیشتر؛ کشت پاییزه در مناطق گرم و با اقلیم مناسب |
| کوددهی | پیش از کاشت P2O5 100–120 kg/ha؛ N استارتر اندک | قابل تنظیم با نتایج آزمایش خاک | آزمون خاک قبل از برنامهریزی کوددهی |
توصیههای عملی و نکات مدیریتی
1) قبل از هر اقدامی برای کوددهی، نمونهبرداری از خاک و آزمون آزمایشگاهی انجام دهید تا برنامه کوددهی مبتنی بر نیاز دقیق خاک تنظیم شود.
2) تلقیح بذور با سویه مناسب رایزوبیوم را جدی بگیرید؛ در بسیاری موارد این اقدام از مصرف اضافی نیتروژن شیمیایی جلوگیری میکند و عملکرد را افزایش میدهد.
3) برای کاهش بیماریهای قارچی، از کشت زودهنگام در شرایط مرطوب خودداری کنید و فاصله ردیفها را افزایش دهید تا تهویه بهتری فراهم گردد.
4) در صورت امکان از روش آبیاری قطرهای بهره ببرید تا مصرف آب بهینه شود و تنش آبی در مراحل حساس کاهش یابد.
5) مدیریت علفهای هرز در اوایل رشد بسیار مهم است؛ وجین یا عملیات مکانیکی در مرحله 4–6 برگی بهطور چشمگیری بر رقابت علفها اثرگذار است.
نتیجهگیری
باقلا بهعنوان یک محصول چندمنظوره میتواند هم نیازهای تغذیهای انسانی را تامین کند و هم بهعنوان یک عامل سازنده خاک در سیستمهای زراعی عمل نماید. ترکیب انتخاب رقم مناسب، آمادهسازی درست بستر، تلقیح میکروبی، و مدیریت آب و تغذیه، مجموعهای از اقدامات لازم برای تولید موفق است.
اجرای توصیهها و تنظیم برنامه مدیریتی بر پایه آزمون خاک و شرایط محلی میتواند ریسکهای تولید را کاهش دهد و به تولید پایدار و اقتصادی باقلا منجر شود.
از آنجا که مطالعات نشاندهنده تفاوت عملکرد بر اساس رقم، اقلیم و مدیریت هستند، پیشنهاد میشود کشاورزان در کنار توصیههای عمومی، آزمایشهای مقیاس کوچک (پایلوت) در مزرعه خود انجام دهند تا بهترین ترکیب مدیریتی برای شرایط محلی شناسایی شود.
در حال
جستجو...
توئیتر
فیس بوک
لینکدین
