- مقدمه
- طبقهبندی سموم ضد جوندگان
- آنتیکوآگولانتها
- فسفیدها و عوامل سریعالاثر
- هایپرکلسمی (اوردوز ویتامین D)
- سایر سموم شیمیایی
- جایگزینهای کمسمی / سازگار با محیطزیست
- مسمومیت ثانویه و خطرات برای حیاتوحش
- پیشنهاد تغییرات قانونی در ایالات متحده
- حذفهای قابلتوجه موشها
- بهترین شیوهها و کاهش خسارت
مقدمه
سموم ضد جوندگان (معمولاً بهعنوان «مرگ موش» شناخته میشوند) مواد شیمیاییای هستند که برای کاهش یا حذف جمعیت جوندگان هدف طراحی شدهاند. این مواد برای گونههای مختلف از قبیل موشها، گورکنها، خوکچهسانان و سایر پستانداران مزاحم استفاده میشوند. برخی ترکیبات پس از یک بار مصرف کشندهاند و برخی دیگر نیازمند مصرف تکراری برای رسیدن به دوز مرگبار هستند. ازآنجاکه بسیاری از جوندگان نسبت به غذایی که موجب بیماری میشود اجتناب میکنند، تولیدکنندگان اغلب از سمی با اثر تاخیری مانند آنتیکوآگولانتها استفاده میکنند تا حیوان نتواند مصرف طعمه را با بیماری مرتبط کند و پدیدۀ «ترس از طعمه» کاهش یابد.
طبقهبندی سموم ضد جوندگان
سموم ضد جوندگان را میتوان بر اساس مکانیسم و ساختار شیمیایی گروهبندی کرد. دستههای اصلی شامل آنتیکوآگولانتها، فسفیدهای فلزی، ترکیبات ویتامین D و مجموعهای از سایر سموم حاد و مزمن هستند. انتخاب عامل مناسب بستگی به گونه هدف، وجود مقاومت، خطر برای غیرهدفها و مقررات محلی دارد.
آنتیکوآگولانتها
آنتیکوآگولانتها چرخه ویتامین K را مهار کرده و تولید فاکتورهای انعقادی ضروری (بهویژه فاکتورهای II و VII) را مختل میسازند تا در نهایت باعث خونریزی داخلی در روزهای پس از قرار گرفتن در معرض شوند. این گروه به دستههای زیر تقسیم میشود:
| گروه | نمونهها و ویژگیها |
|---|---|
| کومارینها / 4‑هیدروکسیکومارینها | نسل اول (نیازمند چند بار مصرف): وارفارین، کوماتترا تالایل. نسل دوم (SGARها، خوراکیِ یکبار مصرف): بروفیداکوم، برومادیولون، دیفناکوم، فلکومافن — دارای سمیت بالا و اغلب کشنده پس از یک مصرف. |
| 1,3‑اینداندیونها | نمونهها: دیفاسینون، کلروافاسینون، پایندون. طبقهبندی نسلی میان منابع متفاوت است و برخی مقامات تعدادی از اینداندیونها را جز نسل اول میدانند. |
| 4‑تیوکرومنونها | نمونه: دیفتیالون — اغلب بهعنوان یک آنتیکوآگولانت نسل دوم با قدرت بالا شناخته میشود. |
دوزهای بالا از این ترکیبات همچنین میتوانند به مویرگها آسیب زده و به شوک هموراژیک یا کمخونی شدید منجر شوند. از آنجا که مرگ معمولاً با تأخیر رخ میدهد، این روشها معمولاً از ایجاد ترس از طعمه جلوگیری میکنند، اما نگرانیهای جدی در زمینه رفاه حیوانات و تأثیرات اکوسیستمی ایجاد مینمایند.
فسفیدها و عوامل سریعالاثر
فسفیدهای فلزی مانند فسفید روی (زینک فسفید)، فسفید آلومینیوم و فسفید منیزیم طعمههای تکدوز و نسبتاً سریعالاثری هستند. در پی خوردن فسفید، واکنش با اسید معده منجر به آزادسازی گاز سمی فسفین میشود. روشهای مبتنی بر فسفید زمانی که مقاومت به آنتیکوآگولانتها وجود دارد یا نیاز به کاهش سریع جمعیت است، کاربرد زیادی دارند.
طعمههای زینک فسفید معمولاً در غلظتهای پایین (مثلاً 0.75–2.0٪) فرموله میشوند. برخلاف آنتیکوآگولانتهای پایدار، روشهای فسفیدی تمایل کمتری به انباشته شدن زیستی دارند و بنابراین ریسک مسمومیت ثانویه پایینتر است؛ با این حال بوی قوی و احتمال جذب غیرهدف (بهویژه پرندگان) در برخی موارد از معایب آن است.
هایپرکلسمی (اوردوز ویتامین D)
ترکیبات ویتامین D مانند کولهکلسیفروال (ویتامین D3) و ارگوکالسیفروال (ویتامین D2) بهعنوان سموم ضد جوندگان بهکار میروند. این مواد با افزایش جذب کلسیم و آزادسازی کلسیم استخوانی باعث هایپرکلسمی میشوند که میتواند به رسوب در بافتها، آسیب کلیوی، نارسایی قلبی و مرگ منجر شود. بسته به فرمولاسیون، اثر این ترکیبات میتواند تکدوز یا تجمعی باشد.
سایر سموم شیمیایی
مجموعهای از سموم دیگر بهصورت تاریخی یا منطقهای مورد استفاده بودهاند، از جمله تشنجیکنندهها مانند استریکنین، سموم میتوکندریایی مانند برومتالین، ترکیبات آرسنیک و گلیکوزیدهای قلبی. بسیاری از این عوامل خطرات قابلتوجهی برای انسان و حیاتوحش دارند و در بسیاری از حوزهها محدود یا ممنوع شدهاند.
جایگزینهای کمسمی / سازگار با محیطزیست
برای کاهش آسیبهای زیستمحیطی، گزینههای کمسمی توسعه یافتهاند. نمونهها شامل عوامل خشککننده بر پایه پودر بذر ذرت یا گلوتن ذرت هستند که با ایجاد دهیدراسیون و اختلال الکترولیتی منجر به مرگ میشوند، و روشهای گاز بیاثر برای آفات خاکزی (مثل سامانههای مبتنی بر یخ خشک) میباشند. این رویکردها هدف کاهش ریسک مسمومیت ثانویه شکارچیان و لاشهخواران را دنبال میکنند.
مسمومیت ثانویه و خطرات برای حیاتوحش
یکی از نگرانیهای عمده در استفاده از بسیاری از سموم ضد جوندگان—بهخصوص SGARها—مبحث مسمومیت ثانویه است: شکارچیان و لاشهخوارانی که طعمههای مسموم یا لاشهها را میخورند ممکن است دچار اثرات کشنده یا تحتکشنده شوند. لاشهیابیها و نمونهبرداریها نشان دادهاند که گونههایی مانند پرندگان شکاری، خانوادهٔ استیلیدها، روباهها و سایر گوشتخواران دارای مقادیر باقیمانده و علائم بالینی مرتبط بودهاند. حتی عوامل سریعالاثر نیز میتوانند خطراتی داشته باشند و برای برخی ترکیبات (مثلاً برومتالین) پادزهر مؤثر مشخصی وجود ندارد.
پیشنهاد تغییرات قانونی در ایالات متحده
آژانسهای تنظیمی آثار زیستمحیطی و سلامت انسانی برخی از سموم ضد جوندگان را بررسی کردهاند و محدودیتهایی از قبیل محدودیت فروش و توزیع، حداقل سایز بستهبندی، محدودیت محلهای استفاده و فرمولاسیونهای مقاوم در برابر دسترسیپذیری پیشنهاد شدهاند. هدف این اقدامات کاهش مواجهههای تصادفی و مسمومیت ثانویه است، اما فرایندهای قانونی و چالشهای صنعتی میتوانند پیشبرد مقررات را پیچیده کنند.
حذفهای قابلتوجه موشها
کمپینهای گستردهٔ حذف که شامل توزیع هماهنگ طعمه و پایش دقیق بودهاند موفق به ریشهکنی موشها از چندین جزیره شدهاند و به بهبود زیستگاههای بومی و بازگشت گونههای محلی منجر شدهاند. نمونههای موفق معمولاً شامل مدیریت دقیق پیامدهای غیرهدف و نظارت پس از اجرا برای ارزیابی بازسازی اکوسیستم بودهاند.
بهترین شیوهها و کاهش خسارت
برای دستیابی به تعادل میان اثربخشی و ایمنی زیستمحیطی، موارد زیر توصیه میشود: پیادهسازی مدیریت تلفیقی آفات (IPM)، انتخاب کمخطرترین طعمهٔ مؤثر، استفاده از ایستگاههای طعمهٔ مقاوم به دسترسی غیرهدف، جمعآوری سریع لاشهها در صورت امکان، خودداری از پخش گستردهٔ سموم پایدار، و رعایت کامل الزامات قانونی و دستورالعملهای برچسب. پایش هدفمند و کاربرد متمرکز ریسک برای غیرهدف را کاهش و موفقیت بلندمدت را افزایش میدهد.
در مجموع، برای حفاظت از محیطزیست، اولویت باید به کنترل هدفمند و روشهای غیرشیمیایی داده شود؛ هرگاه کنترل شیمیایی ضروری است، محصول و روش کاربردی را انتخاب کنید که کمترین تماس را با انسانها، حیوانات خانگی و حیاتوحش ایجاد نماید.
در حال
جستجو...
توئیتر
فیس بوک
لینکدین
